X
تبلیغات
زولا
شعر
پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1385
برگرد

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطـــفه پیدا نمی شود

 
در صفحه دلم تو نوشـتی صبور باش
قلبـــــم غبـــار دارد و معنــا نمی شود

 
بی تو شکست و پنجــره رو به آسمان
غــــم در حریــم آبی دل جا نمی شود

 
دریـای تـو پنــــاه نگـاه شکــسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود


می خواستم بچینم ازآن سوی دل گلی
اما بـدون تـو کـه گلــی وا نمـــی شود


دردیست انتظــار که درمان آن تویی
این درد تلــخ بـی تــو مداوا نمی شود

 
زیباتـرین گلــی که پسنـدیـده ام تـویی
گل مثل چشمـهای تـو زیبـا نمی شود

 
بـی تـو شکـسته شد غــــزل آشنا ییــم
این رسـم مهـــربانی دنیـــا نمـی شود

 
گفتی صبـــور باش و به آینـده بنگــر
پروانه که صبــور و شکیبا نمی شود

 
شبنــم گل نـگاه مـرا بار شـسته است
دل در کنــار یـاد تـو تنــها نمـی شود

 
گلدان یاس بی توشکست وغریب شد
گلدان بدون عشـق شکـــوفا نمی شود

 
باران کویرروح مرا می برد به اوج
امــا دلــم بــدون تـو شیــدا نمـی شود

 
رفتی و بی تونــام شکفـتن غریب شد
دیگر طلوع مهـــــر هویـدا نمی شود

 
 رویای من همیشه به یاد توسبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود

 
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهــــار محـو تماشـا  نمی شود

 
یک قاصدک کنارمن آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود

 
دل های منتظـــر همه تقدیم چشـم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

                          مریم حیدرزاده 


آرشیو

قدمتون گل بارون : 87581


عناوین آخرین یادداشت ها