شعر
سه‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1387
زندگی تکراری

 

 

دیگه غصه خوردنم سیرم نمی کنه! 

شدم مثل کویر تشنه ای که ابرای سیاه ، خسته ی باریدنشن 

مثل آوازی که گوشای بی تفاوت براش نقش دروازه رو دارن 

مثل مزه تکراری آب واسه سنگای رودخونه! 

درست مثل همون کوهی که هر روز دم غروب ، خورشیدو پشتش قایم می کنه 

مثل یه پل کهنه که روزی هزار تا عابر بی خبر از روش رد می شن! 

 

بدبختی ما آدما اینه که عادت کردیم به عادت کردن 

و این تنها دلیل بی تفاوتیه! 

 

                                    سعید قنبری


آرشیو

قدمتون گل بارون : 87595


عناوین آخرین یادداشت ها