X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
شعر
یکشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1384
عجب صبری خدا دارد!!!!

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، همان یک لحظه اول که ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان، جهان را با همه زیبایی و زشتی، به روی یکدگر ویرانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، که در همسایۀ صدها گرسنه،بزم گرم عیش نوشی را چو  می دیدم ، نخستین سفره مستانه را خاموش آندم، بر لب پیمانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، که می دیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین، زمین و اسمان را واژگون مستانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، نه طاعت می پذیرفتم ، نه گوش از بهراستغفار این بیدادگرها تیز کرده، پاره پاره در کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان، هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه، آواره و دیوانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان، سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم، به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی، تا که می دیدم عزیز نا بجایی ناز بر یک ناروا کرده، خواری می فروشد ، گردش این چرخ بی صبرانه وارونه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد!!

 

اگر من جای او بودم.....

چرا من جای او باشم؟

همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من به جای او چو بودم، یکنفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم

 

                            <<عجب صبری خدا دارد!!>>

 


آرشیو

قدمتون گل بارون : 87612


عناوین آخرین یادداشت ها