X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
شعر
جمعه 23 دی‌ماه سال 1384
عشق و دگر هیچ

 عشق شوق مرگ باخته ایست برای رسیدن به دلباخته اش

 التماس درختی ست به آب جوی

 عشق لذت نهان است، انشای تن و روان است

 زبان چشم است، دیوانگی عقل است، رسوایی قلب است

 عشق لرزش دست است، عاقل مست است

 دیوانه پرست است

 عشق لکنت زبان است، صاحب عنان است

 آهوی رمان است، همه جا دوان است

 عشق گنج زمان است، پیدا و نهان است

 قیمت جان است، خیلی گران است

                                                افسر

 عشق مانند هوا همه جا جاریست

 تو نفسهایت را قدری جانانه بکش


آرشیو

قدمتون گل بارون : 87612


عناوین آخرین یادداشت ها